مرتضى مطهرى

61

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

اصول توحيدى قرآن اين است كه « قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذى لَمْ يَتَّخِذْ وَلَداً وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ شَريكٌ فِى الْمُلْكِ وَلَمْ يَكُنْ لَهُ وَلِىٌّ مِنَ الذُّلِّ وَ كَبِّرْهُ تَكْبيراً » « 1 » . « وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ شَريكٌ فِى الْمُلْكِ » يعنى خدا در مُلك ، در مالكيت ، در سلطه ، در قدرت ، شريك و رقيب ندارد يعنى اين‌طور نيست كه اين مُلك تقسيم مىشود ، يك مقدار كمش مالِ من است آن زيادش مال خداست ؛ بلكه مُلكى هم كه من دارم در طول [ ملك او ] است . من دارم ، مال من است ، ولى من و مُلكم باز مال او هستيم . از وجههء الهى تمام مُلك از اوست ؛ در عين اينكه مخلوقاتش مُلك دارند ولى ملك داشتن آنها در طول ملك داشتن اوست . اگر كسى فكر كند كه خدا در مُلك شريك دارد ، اين نوعى شرك است . ولى اين ، وجود واقعى و حقيقت مطلب است . پس اين ، اعتقاد ايمانى است كه هر كسى بايد داشته باشد . در عين حال ما مىبينيم باز قرآن مىگويد قيامت كه مىشود خطاب مىرسد : « لِمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ » امروز مُلك مال كيست ؟ خود جواب مىدهد : « لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهّارِ » « 2 » از آنِ خداى يگانهء قاهر علىالاطلاق . آيا اين دو آيه با هم تناقض دارند ؟ يك آيه مىگويد كه اصلًا در عالمِ وجود ، دنيا و آخرت ، در همه وقت مُلك منحصراً مال خداست و خدا شريكى ندارد ولى آيهء ديگر مىگويد در قيامت چنين است ؛ ندا مىرسد : امروز مُلك از آنِ كيست ؟ گويى معنايش اين است : « در دنيا ما رقيب و شريك داشتيم ولى امروز ديگر ما قبضه كرديم ! » . نه ، اين به اعتبار وجود براى ماست ؛ يعنى در دنيا مطلب پنهان است ، آن كه ديده نمىشود خداست ( البته براى افراد عادى ؛ آن كه به چشم نمىبينند خداست ) . انسان قدرت آب را مىبيند ، قدرت خاك را مىبيند ، قدرت برق را مىبيند ، قدرت انسان را مىبيند ، قدرت مغز را مىبيند ، قدرت چشم را مىبيند ، قدرت همه چيز را مىبيند ، ولى قدرت اصلى را كه همهء اين قدرتها جلوه‌هاى آن قدرت است نمىبيند . در آخرت چشمها به تعبير قرآن نفوذ پيدا مىكند ، اعماق را مىبيند ؛ مىبيند كه هر قدرتى كه مىديده [ ناشى از ] آن قدرت بوده است . در مقام تشبيه - كه اين تشبيه هم تشبيه كاملى نيست - مثل اين است كه شخصى را به كارخانه‌اى ببرند . اين كارخانه يك قسمت فوقانى دارد و يك قسمت

--> ( 1 ) . اسراء / 111 . ( 2 ) . غافر / 16 .